تبليغاتX
تنهایی های منو بلاگم

تنهایی های منو بلاگم

خدا حافظ یار ـ مهربونم

حالا که رفتنی ام با کوله بار خاطره ، نمی خوام حتی بیای یه لحظه پشت پنجره

این روزا راه منو تو عزیزم جدا شده ، سهم من از عشق تو گریه ی بی صدا شده .

من کاری ندارم با اشکهای تو ، من نمی میرم دیگه برای تو ،

من نمی ریزم اشکی به پای تو .

من خسته شدم دیگه جون تو ، من جون سپردم توی زندون تو ،

من می خوام برم دیگه بدون تو.

اینو می دونم بدون تو شبها با غمها مهمونم تو نباشی پیشم بی تو من ویرونم .

خدا حافظ ای یار ، مهربونم.

من بدون تو شبها با غمها مهمونم تو نباشی پیشم بی تو من ویرونم .

خدا حافظ ای یار ، مهربونم.

نه دیگه نمی شه ، با تو نمی شه ، میدونم نمی تونم .

نه دیگه نمی شه ، واسه همیشه ، بذار تنها بمونم .


نوشته شده توسط دریا در پنجشنبه 6 تیر1387 ساعت 12:1 | لينک ثابت |


چشم به راه
 

چشم به راه

لب دریا  سحر گاهان و باران ـ

هوا  رنگ غم چشم انتظاران ـ

نمی پیچد صدای گرم خورشید ـ

نمی تابد چراغ چشم یاران !!!

 

دلی از سنگ می خواهد

خروش و خشم توفان است و دریا ـ

به هم می کوبد امواج رها را .

دلی از سنگ می خواهد نشستن ـ

تماشای هلاک موج ها را !!!

 

به هر موجی که می گفتم ...

به دریا شکوه بردم از شب دشت ـ

وزین عمری که تلخ تلخ بگذشت ـ

به هر موجی که می گفتم غم خویش ـ

سری می زد به سنگ و باز می گشت !!!

 

فریدون مشیری


نوشته شده توسط دریا در جمعه 31 خرداد1387 ساعت 23:27 | لينک ثابت |


سلام دریا

سلام دریا  سلام دریا فشانده گیسو ! گشوده سیما!

همیشه روشن همیشه پویا همیشه مادر همیشه زیبا!

سلام مادر که می تراود نسیم هستی ز تار و پودت

همیشه بخشش همیشه جوشش همیشه والا همیشه دریا !

چه تازه داری؟ بخوان خدا را دلم گرفته دلم گرفته !

که از سرودم رمیده شادی که در گلویم شکسته آوا!

چه پرسی از من : چرا خموشی ؟ هجوم غم را نمی خروشی !

جدار شب را نمی خراشی چرا بدی را شدی پذیرا!

خروش گفتی ؟ چه چاره سازد صدای یک تن  در این بیابان؟

خراش گفتی ؟ که ره گشوده به زور ناخن ز سنگ خارا؟

بخوان خدا را دلم گرفته دلم گرفته دلم گرفته !

درین سیاهی از آن افق ها شب زند سر سپیده آیا؟


نوشته شده توسط دریا در جمعه 24 خرداد1387 ساعت 20:18 | لينک ثابت |


ماه مدینه
 

من مرغ عشق حیدرم ـ

افتاده ام کنج قفس.

خونی شده بال و پرم ـ بالا نمی آید نفس .

دل بی شکیب حیدر غریب

وا غُربتا وا غُربتا

ای خصم جانی علی ـ

شرمی کن از شیر خدا .

دست مرا بشکن ولی ـ دست علی را وا نما

من جان نثارم ـ فانی یارم

وا غُربتا وا غُربتا.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خلقت از روز ازل مست شمیم یاس بود ـ

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود.

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ـ

گردنت را می شکست آنجاـ

                                 اگر عباس بود.

 


نوشته شده توسط دریا در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 15:28 | لينک ثابت |


دوست دارم دیوونه وار
 

دوست دارم

دوست دارم قطار قطار

دوست دارم سبد سبد

دوست دارم دیوونه وار

دوست دارم

دوست دارم

دوست دارم


نوشته شده توسط دریا در چهارشنبه 15 خرداد1387 ساعت 21:1 | لينک ثابت |


خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود.
 

سلام بلاگم خوبی شبت به خیر.

جات خالی امروز اینقدر گریه کردم که بیا و ببین .

از ساعت دوازده و نیم گریه کردم تا ۶ بعد از ظهر .

آخه خیلی حالم بد بود . دلم داشت می ترکید نمیتونستم گریه نکنم .

کسی رو که نداشتم باهاش صحبت کنم این بود که همه رو ریختم تو دلم.

چشمام هم حسابی از خجالت دلم درم آورد .

خلاصه چشمام مدتی بود که بارون به خودش ندیده بود .نیاز بود که کمی بارونی بشه.

راستی سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) رو تسلیت میگم.

خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود.

حضرت امام(ره) رفت ولی خدا رو شکر سایه حضرت آقا ذریه زهرا(س) بر سرمون هست.

خدا ایشون رو برای ما و تمام شیعیان نگه داره تا ظهور آقاصاحب الامر (عج)

به امید ظهور حضرت بقیة الله العظم (عج) ارواحنا له الفدا

 

الهم عجل فرجه و سهل مخرجه

و

جعلنا من انصاره و اعوانه.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست ـ

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست.

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب ـ

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست.


نوشته شده توسط دریا در دوشنبه 13 خرداد1387 ساعت 22:54 | لينک ثابت |


تولد
سلام بلاگ خوبم ـ سنگ صبور خودم

شرمنده دیشب نیومدم بهت سر بزنم دیشب خیلی خسته بودم ساعت ۱۱ شب بود که رسیدم خونه

کارم خیلی زیاد بود .

میدونی امشب از چی میخوام بگم ؟

از تولد میخوام بگم.

تولد یعنی چی ؟

یعنی به د نیا اومدن.

چرا به دنیا میایم. کاش میشد به دنیا نمیومدیم . این دنیا ارزش اومدن نداره.

هر سال که میگذره یک سال بزرگتر میشیم ای کاش همزمان با بزرگ شدن

اخلاقمون و رفتارمون هم بزگ می شد.

خوش به حال اونهایی که بجز رشد جسمی رشد اخلاقی و رفتاری هم دارن .

وقتی آدم تولدش میرسه خواه ناخواه دوست داره که کسی این روز رو بهش تبریک بگه.

ولی چه کسی تبریک میگه ؟

اصلا کسی یادش می مونه که تولدت چه موقع هست که بهت تبریک بگه؟

همیشه روز تولد کسی که خیلی دوسش داری به یاد میاری .

اون بنده خداهایی که کسی رو ندارن که براش عزیز باشن چه میکنن؟

کی بهشون تبریک میگه ؟

چه لذت بخش روزی که تولدت میشه کسی بیاد بهت بگه تولدت مبارک.

نیازی به هدیه و اینجور چیزا نیست به نظر من فقط یه تلفن کلی میتونه تاثیر داشته باشه.

یه زمانی که انتظار نداری و منتظر کسی نیستی یکی  باهات تماس بگیره و بگه

تولدت مبارک .

آخ که چه لذت بخشه .

یه بار این اتفاق برای من افتاد . نمیدونی چقدر خوش حال شدم .

جالب اینجا بود که اون بنده خدا که تماس گرفته بود حوصله صحبت نداشتم ـ

به مامانم گفتم بگو نیست ـ

یک ساعت بعد دوباره زنگ زد با خودم گفتم بزار جواب بدم ببینم چیکار داره .

وقتی صحبت کردم بهم گفت که :

فقط میخواستم بگم تولدت مبارک .

باورم نمیشد . یه غریبه تولدت رو فراموش نکرده باشه ولی ....

به هر حال آی آدما هم دیگه رو فراموش نکنید ...

تولد دوستانتون  اعضاء خانوادتون  ولو شده با یه تماس تلفنی تبریک بگید.

خب دیگه خیلی حرف زدم نمیدونم این همه حرف رو از کجا آوردم .ببخش خیلی حرف زدم.

بازم میام پیشت.

قربونت برم بلاگ عزیزم شب به خیر .

راستی یادم رفت بگم خیلی زیاد دوستت دارم بلاگ خوبم  

 

 

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچکس هیچکس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند :

نشد.


نوشته شده توسط دریا در یکشنبه 12 خرداد1387 ساعت 23:44 | لينک ثابت |


سلام بلاگم
سلام بلاگ خوبم .

دلم برات تنگ شده بود .

مدتی میشد که دیگه با تو نبودم .

این چند روز فقط فکر کردم  با هیچ کسی صحبت نکردم حتی به تلفنهام هم جواب ندادم فقط خواستم

فکر کنم.

میدونی چیه من فقط تورو دارم . تو هم منو داری . منو تو خدا رو داریم .

میخوام از این به بعد واسه خودمون باشم. من برای تو  ـ تو برای من ـ منو تو برای خدا .

اسمت رو هم که دیدی عوض کردم نوشتم تنهایی های منو بلاگم . اسم قشنگی شد .

حالا دنبال یه عکس ناب و قشنگ میگردم برای لوگو هر وقت پیدا کردم حتما میزارم.

امروز داشتم پرینت مطالب یه دوست قدیمی رو میخوندم دلم هوای قدیم رو کرد .

خودمونیم ها دنیا هم چه بازیهایی با آدم میکنه .نه؟ اینطور نیست؟

حتما میخوای بگی به گذشته کار نداشته باشم و به آینده نگاه کنم .

آینده که فعلا مقصد خاصی ندارم از گذشته ام هم بدم نمیاد یعنی گذشته ام رو خیلی دوست دارم.

بیا هر از گاهی یادی از گذشته کنیم . باشه .

خیلی دوست دارم بلاگم خوبم خیلی زیاد تنها کسی هستی که در حال حاضر دارم.

یه وقتهایی تنهات میزارم ولی تنهام نزار .

به یاد گذشته هر وقت برات مطلبی می نویسم یه شعر از دوست قدیمی مینویسم . باشه؟

 

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد.

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد.

شبت بخیر بلاگ عزیزم.


نوشته شده توسط دریا در جمعه 10 خرداد1387 ساعت 22:19 | لينک ثابت |


مهدیم من خاک پای مادرم ...

 

مهدیم من خاک پای مادرم ، ناله دارم از برای مادرم.

من خوش آمد گویمت ای خسته دل ، آمدی بهر عزای مادرم.

راست می گویم غمم را بشنوید ، من بسوزم از صدای مادرم.

شعله ها باشد هنوز آنجا بلند ، می خرم بر جان بلای مادرم.

مادرم نقش زمین افتاده بود ، سوزم از مهر و وفای مادرم.

در پی یاری حیدر می دوید ، کوچه های شد کربلای مادرم.

ریسمان بر گردن حیدر چو دید ، مرگ شد تنها دعای مادرم.

من چه گویم دست و پهلویش چه شد ، نیست افشا ماجرای مادرم.


نوشته شده توسط دریا در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 ساعت 13:49 | لينک ثابت


دریا 3

 

 

ای بر سر بالینم ٬ افسانه سرا دریا!

افسانه ی عمری تو ٬ باری به سر آ دریا.

ای اشکِ شبانگاهت آیینه صد اندوه٫

وی ناله ی شبگیرت٫ آهنگ عزا دریا.

با کوکبه ی خورشید در پای تو میمیرم

بردار به بالینم دستی به دعا دریا!

امواج تو ٫ نعشم را افکنده درین ساحل ٬

دریاب مرا ، دریا٬ دریاب مرا ٬ دریا.

با زمزمه ی باران در پیش تو می گریم ٬

چون چنگ هزار آوا پر شور و نوا دریا .

بردار و ببر دریا این پیکر بی جان را

بر سینه گردابی و بسپار و بیا دریا .


نوشته شده توسط دریا در شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت 0:8 | لينک ثابت |


دریا (2)

 

فقط دریا دلش آبی تر از من بود

و من از دریا ـ دلم دریا

فقط این را ندانستم

چرا گشتم

چنین

تنها؟


نوشته شده توسط دریا در جمعه 13 اردیبهشت1387 ساعت 18:56 | لينک ثابت |


دریا

 

دریای من دریای دل


نوشته شده توسط دریا در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 ساعت 11:22 | لينک ثابت |


بهونه نبود فقط خدا رو دارم ازش میخوام ثابت کنه
 

نبود به خدا نبود .

بهونه نبود . نیازی به بهونه نداشتم .

اینقدر راحت و رک هستم که هر چی بخوام بابت گفتنش نیاز به بهونه نداشته باشم.

ولی اگر تو میگی بهونه بود . با شه قبول .

خیلی بی انصافی خیلی خیلی .

از اینجا میرم . باید برم . دیگه نمیتونم بمونم .

میرم شاید باور کنی که بهونه نبود . شاید بگی چه ربطی داره رفتن و بهونه .

نمیدونم ولی میدونم برم بهتر از اینه که تهمت نصیبم بشه .

تحمل هر چی رو داشته باشم تحمل تهمت رو ندارم .

از هم دوستان عزیز که این مدت تحمل کردید کمال تشکر رو دارم.

عذر منو بپذیرید . ببخشید این مدت که براتون جز اذیت و زحمت نداشتم.

ممنون که با تمام بهانه هام تحمل کردید.

این بلاگ تنها مونسم بوده این بلاگ تنها گوش شنوای حرفهای من بود .

دیوونه وار دوسش داشتم و دارم .

با تمام این اوصاف مجبورم اینبار برای اولین بار توی عمرم من بشم  رفیق نیمه را ه

 و  تنها رهاش کنم و برم .

همیشه میگفتم تو که زخم خوردی سعی کن که یه موقع به کسی زخم نزنی.

مبادا کسی رو زخمی کنی .

ولی حالا این زخم رو به بلاگم میزنم . که زبون نداره به گله و شکایت.

تنها میشم . داغون میشم .

ولی به جهنم . حقمه کسی که .... حقشه هر چی سرش بیاد.

دلم برای همتون تنگ میشم هراز گاهی میام به دیدن وبلاگهای زیباتون.

خ  د  ا  ن  گ  ه  د  ا  ر

              


نوشته شده توسط دریا در چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت 12:15 | لينک ثابت |


روز ملی یادت نره!!!!
 

تا به سر لوحه ی دل درس ولایت باشد ـ نیست آنکس که زند یک قدم از گمراهی

باغبان بسته به گلهای جوان چشم امید ـ خوش درخشی چو کنی هر قدمش همراهی 

سلام سلام سلام به همه دوستان گلم خوبید عزیزان

بالاخره امروز اومدم یه مطلب آپ کنم مطلب امروزم رو میخوام در مورد روز ملی ۲۴ اسفند بنویسم .

اومدم فقط یه چیز رو به شما دوستان بگم روز ۲۴ اسفند رو فراموش نکنید ـ نکنه یه موقع از حق خودتون

بگذرید ها !! هر کدوم از ما توی این مملکت حقی داریم بنابر این رای دادن هم یکی از اون حق هاست

که داریم هر کسی رای نده خودش ضرر کرده . فردا پس فردا اگر ال شد یا بل شد نگید چرا اینطوره چرا

اونطوره  دیگه اون موقع نمیشه حرفی زد چون خودمون با رای ندادن خواستیم دیگرون برامون

تصمیم بگیرن 

اگر میخواید بهتر تصمیم بگیرید صحبت های حضرت آقا رو هم گوش کنید بد نیست عزیزان

 

 

اعجاز سخنرانی

بنشسته به لبهایم آیت قرآنی شد کلبه دل روشن زین مشعل نورانی

در مکتب آقایم پیوسته چو بنشستم حب الوطنم آموخت آن سید روحانی

صد لعل گران بردم از آنچه نشانم داد گنجینه قارون و یاقوت سلیمانی

دروازه شهر عشق پیش روی من بگشود با سر بیانات و اعجاز سخنرانی

پیوسته به من آموخت پیوند زنم در دل اسلام محمد(ص) را با عزت ایرانی

گوید مبر از یادت این نکته که هر برداشت حاصل شود از کشت پائیز و زمستانی

حیف است که کم بهره از علم و فنون باشد  کشوری که بس دارد شایسته جوانانی

باید که توانا بود در راه وطن کوشید گنج از پی رنج آید نی از پس آسانی

از هر جهت الگویی بهر دگران باشیم در دانش و در صنعت در عشق و مسلمانی

با سعی و تلاش خود این عرصه بپیماییم تا لرزه بیاندازیم بر قدرت شیطانی

(زاهد) سخنش بشنو چون رهبر والایت همواره دهد پندی از آنچه نمی دانی

 

دکتر حمید رضا خردمند.

 


نوشته شده توسط دریا در دوشنبه 20 اسفند1386 ساعت 11:46 | لينک ثابت |


عمر ما رفت و چشم انتظاریم
دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من  دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من

یابن الحسن ای امیدم روی تو را من ندیدم  خواهم که رویت ببینم ای سرور و ای امیدم

اول دلم را صفا داد آیینه ام را جلا داد آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من

یابن الحسن سرور من آقا تو تاج سر من 

اندرپی رویت ای گل شهر به شهر و کو به کو دیده دریا کنم

 از فراغت ای صنم ناله شبها میزنم  دیده را دریا کنم با توام در گفتگو

چی میشه یابن فاطمه یه گوشه چشم به ما کنی  قلب منو جلا بدی راهی کربلا کنی

باید که مثل همیشه منو تحملم کنی  خدا نیاره اون روزو بخوای منو ولم کنی.

بیا بخاطر زهرا مرا ببر با خود

غریب و خسته و تنهام مرا ببر با خود.

گر چه نزد تو من خار و پستم .

دل به خال سیاه تو بستم.

حجت بن الحسن کی میایی .

نام تو هک شده روی سینه .

ای گل گلعذار مدینه.


نوشته شده توسط دریا در پنجشنبه 9 اسفند1386 ساعت 15:12 | لينک ثابت |